السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

75

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

شايد قصه‌گوى منصوب از سوى حكومت همان باشد كه « قصّه‌گوى جماعت » ناميده مىشد . « 1 » ابو الهيثم قصه‌گوى جماعت در عصر امويان بود . چون عبّاسيان روى كار آمدند ، او را عزل كردند . ابو الهيثم بدين امر اعتراض كرد و آن را نپذيرفت . « 2 » 4 . خلفا ، همان گونه كه براى جماعت ، قصه‌گو نصب مىكردند ، براى سپاهيان هم قصه‌گو تعيين مىكردند تا ضمن تحريك نيروها ، روحيهء حماسى در آنان بدمند « 3 » و از نظر سياسى هم آن‌ها را مطابق اهداف و مقاصد خليفه توجيه كنند . حسن بن عبد اللّه تصريح كرده كه پادشاه متولّى منصب قصه‌گويى سپاه است . « 4 » 5 . خليفه در چگونگى ، نوع و مقدار كارى كه به قصه‌گو واگذار مىشد ، دخالت مستقيم داشت . عمر و عثمان زمان ، مكان و مدّت قصه‌گويى را براى تميم دارى تعيين كردند . عمر بن عبد العزيز كه خود نزد مسلم بن جندب قصه‌گو شاگردى كرده بود ، « 5 » به والى حجاز نوشت : به قصه‌گويت دستور بده كه هر سه روز يك بار قصّه بگويد . « 6 » 6 . امرا هم قصه‌گويى مىكردند و چنان كه از عبادة بن صامت و عوف بن مالك نقل شده ، حتى آن را روايت منسوب به رسول خدا ( ص ) مىدانند كه قصّه نمىگويد ، مگر امير يا مأمور يا مختال يا گفت : متكلّف از سوى امير . « 7 »

--> ( 1 ) . بنگريد : المصنّف ، 3 / 220 ؛ تاريخ المدينه ، 1 / 14 - 16 . ( 2 ) . بنگريد : المعرفة و التاريخ ، 2 / 436 . ( 3 ) . بنگريد : تمدّن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، 2 / 80 و 85 ؛ الجرح و التعديل ، 6 / 136 . ( 4 ) . بنگريد : الجيش و القتال فى صدر اسلام ، 135 . ( 5 ) . بنگريد : المعرفة و التاريخ ، 1 / 596 . ( 6 ) . القصّاص و المذكّرين ، 28 . ( 7 ) . بنگريد : قوّت القلوب ، 2 / 302 - 303 ؛ كنز العمّال ، 10 / 124 از طبرانى ؛ المعجم الصغير ، 1 / 216 ؛